مثل اینکه سرما خوردم کلی سرم و گلوم درد می کنه حوصله دکتر رفتنو ندارم ولی به هر جون کندنی بود رفتیم دکتر و کلی قرص و سوزن برگشتیم حالا مامان سوپ کدویی بار گذاشته و پولیور سفارشی رو می بافه می دونم انگشتاش خیلی درد می کنه ولی اصلا به روی خودش نمییاره دختر خاله مادرم زن مهربونی و هرچند ماه در میون می اد و به ما سر می زنه و از کل فامیل خبر می اره از فارغ شدن نوه دایی تا مریض شدن زن دایی و دکتر دوا کردنش اخر سر هم با دادن هدیه غافلگیر کننده و قشنگ به من می ره باورم نمی شه با اون حال زارم بلند شدم و پیراهنشو پوشیدم و جلوی ایینه عقد مامان چند دور چرخیده باشم وبه کلی شکلک در اوردن برای خودم وخندوندن مامان دست از سر پیر هن ور داشتم اون شب قرار بود خدیجه خانم بیاد خونه ما ولی مامان می ترسید از من سرما بگیره موکول شد به هر وقت حالم خوبه.
در گذر زمان...ما را در سایت در گذر زمان دنبال میکنید
برچسب: روز چهارم جولای,روز چهارم محرم,روز چهارم خرداد,روز چهارم جشنواره فیلم فجر,روز چهارم شعبان,روز چهارم انتقال جنین,روز چهارم بارداری,روز چهارم,روز چهارم بعد از لقاح,روز چهارم بارداري, نویسنده: بازدید: 17